ياد گرفتم كه هيچ وقت هيچ چيز ارزش اينو نداره كه ارزش هات رو به خاطرش زير پا بذاري و بگي مي ارزه...ياد گرفتم كه بهترين و باوفاترين دوست آدما تنهاييه...
ياد گرفتم كه عشق توهميه كه همه يه روزي مي زنن و بازنده اونايي ان كه جديش مي گيرن و بازنده تر اونايي ان كه نمي تونن ولش كنن...
ياد گرفتم كه همه چي يه روز تموم مي شه...
ياد گرفتم كه به هيشكي هيشكي اعتماد نكنم...
ياد گرفتم كه خدا هيچ وقت دوس نداره بنده هاشو بيشتر از خودش دوس داشته باشيم...
ياد گرفتم كه پاك بودن سخته...
ياد گرفتم كه پاك موندن خيلي سخت تره...
ياد گرفتم كه آدما ارزش تره خورد كردن هم ندارن...
ياد گرفتم كه يا بايد دور بندازي يا دور انداخته بشي...
ياد گرفتم كه هيچي هيچي جاودانه نيست...
ياد گرفتم كه هيچ وقت هيچ كدوم از فرشته هاي خدا نميان رو زمين چون همون لحظه ي اول از همه جهت بهشون حمله مي شه و ميميرن پس هيشكي رو نبايد با فرشته ها اشتباه گرفت...
ياد گرفتم كه خيلي چيزا دست خود آدم نيست...
ياد گرفتم كه وقتي با يه سختي روبرو شدم بايد تحمل كنم چون بيشتر از اون تو راهه...
ياد گرفتم كه منتظر بمونم شايد در آسمون خدا باز شد و ...
ياد گرفتم كه انتظارم مي تونه تا ابد طول بكشه...
ياد گرفتم كه اينايي كه مي گن اميد داشته باش دو حالت دارن: 1-الكي خوشن 2- ايمانشون غير قابل دسترسه...
ياد گرفتم كه هر چي بيشتر ناراحتم بايد براي بقيه بيشتر بخندم...
ياد گرفتم كه هيشكي از بود و نبودم ككش نمي گزه... ته تهش وقتي بميرم هفت روزه ناراحتيا...
ياد گرفتم كه هميشه آرزو كنم كاش دختر نبودم...
ياد گرفتم كه واسه به آرزو ها رسيدن بايد بد بود و بد بود و بد بود...
اما...
كاش ياد مي گرفتم كه ايني كه تو سينه م داره بال بال مي زنه رو ناديده بگيرم...
كاش ياد مي گرفتم كه وقتي مي شنوم يكي با يه اشاره مي خواد دنيامو خراب كنه شوكه نشم... دلم نسوزه... نگم حق داره... نگم اشكال از منه... نگم رسم دنياست... ساكت نمونم...
كاش ياد مي گرفتم كه بد باشم... خوب نيستم... بدتر باشم...
كاش ياد مي گرفتم كه توهم نزنم...
كاش ياد مي گرفتم كه واسم هيچي مهم نباشه...
كاش ياد مي گرفتم كه وقتي فراموش شدم فراموش كنم...
كاش ياد مي گرفتم كه واسه اين كه فراموش نشم فراموش كنم...
كاش ياد مي گرفتم كه خدا هست...
كاش ياد مي گرفتم كه هيچوقت به خدا نگم اين كارو مي كنم عذابشم رو چشَم...
پ.ن: زمينم لرزيد!!!